مقاله رابطه عقل و دين

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 مقاله رابطه عقل و دين دارای 44 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله رابطه عقل و دين  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله رابطه عقل و دين

مقدمه
چیستی عقل
الف. عقل در لغت
ب. عقل در اصطلاح حکیمان و متکلمان
عقل در اصطلاح حکیمان و متکلمان نیز از معانی مختلفی برخوردار است
صغری و تقسیم و تحلیل
ج. عقل در کتاب و سنت
چیستی دین, وحی و ایمان
تاریخچه ی مسئله ی عقل و دین
مسئله ی عقل و وحی در غرب
مسئله ی عقل و وحی در فرهنگ اسلامی
دیدگاه های رابطه ی عقل و دین
1 عقل گرایی حداکثری
2 ایمان گرایی
3 عقل گرایی انتقادی
4 عقل گرایی اعتدالی
چالش های عقل و دین
1 آیا عقل و فلسفه می توانند اعتقادات دینی را توضیح دهند؟
2 آیا وجود شرور در جهان, وجود خدا را نفی می کند؟
پاسخ استاد مصباح یزدی به مسئله ی شر
پاسخ استاد مطهری(رحمه الله) به مسئله ی شر
3 آیا معجزه با عقلانیت سازگار است؟
نتیجه گیری
منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله رابطه عقل و دين

حسن مصطفوی, التحقیق فی کلمات القرآن الکریم, ج 8, ص 196

 لسان العرب , ج 9 , ص

حسن مصطفوی, همان

مجمع البحرین, ج 5, ص 426

. احیا علوم الدین, ج 3, ص 101; شرح اصول کافی, ج 1, ص ص 223 و 228

شرح اصول کافی, ص 30, مقدمه

  مهدی حائری یزدی, کاوش های عقل نظری, ص 240

شرح اصول کافی, ج 1, ص 227

 فصلنامه نقد و نظر, سال اول, شماره ی 2, ص 10

هارولد براون, سید ذبیح الله جوادی, مجله ی قبسات: عقلانیت, سال اول, شماره ی اول, ص ص 30 ـ 28

 احیا علوم الدین, ج 1, ص 102

 ر . ک: محمد تقی فعالی , ایمان دینی در اسلام و مسیحیت , کانون اندیشه جوان , ص ص 81 ـ

محمد مجتهد شبستری, هرمنوتیک, کتاب و سنت, (تهران: طرح نو, 1375), ص 193

 اتین ژیلسون, عقل و وحی در قرون وسطی, شهرام پازوکی, (تهران: مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی 1371), ص ص 2 و 5)

همان , ص 13 ـ 9; همان , ص 12 و ارنست کاسیرر , فلسفه روشنگری , ترجمه ی یدالله موقن , (انتشارات نیلوفر) , ص

. بابک احمدی, مدرنیته و اندیشه انتقادی, (تهران: نشر مرکز 1373), ص ص 62 و 64

 ایان باربور, علم و دین, ترجمه ی بها الدین خرمشاهی, (نشر دانشگاهی), ص ص 80 ـ 71

همان, ص ص 74 و 77; فلسفه روشنگری, ص 251

ایمانوئل کانت, سنجش خرد ناب, ترجمه ی میر شمس الدین سلطانی, (تهران: انتشارات امیر کبیر) ص 695; اشتفان کورنر, فلسفه کانت, ترجمه ی عزت الله فولادوند, (انتشارات خوارزمی), ص 323; میر عبدالحسین نقیب زاده, فلسفه کانت, بیداری از خواب دگماتیسم, (انتشارات آگاه) ص 283

اصول کافی, ج 1, کتاب العقل و الجهل, ح 12

برخی از این روی کردها در بخش روش شناسی دین پژوهی بیان گردید

. ذبیح الله صفا, تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تا اواسط قرن پنجم, (دانشگاه تهران, چاپ دوم, 1366) ج 1, ص 34 ـ 30; و هنری کربن, تاریخ فلسفه اسلامی, ص 154

. غلامحسین ابراهیمی دینانی, ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام, (تهران: طرح نو, 1376), ج 1, ص 14

[37] . تاریخ فلسفه در اسلام, به کوشش م. م. شریف, (تهران: مرکز نشر دانشگاهی) ج 1, ص 327

مایکل پترسون و دیگران, عقل و اعتقاد دینی, ص ص 470 به بعد

محمد تقی مصباح یزدی, آموزش عقاید, (سازمان تبلیغات اسلامی), ص 198

مرتضی مطهری, مجموعه آثار, عدل الهی, ج 1, ص ص 170 ـ 230

محمد تقی مصباح یزدی, همان, ص 197

 مرتضی مطهری, همان, ص 230

مایکل پترسون و دیگران, عقل و اعتقاد دینی, ص 243

مقدمه

سپاس خدای را که ردای عقل را بر قامت رسای انسان برافراشت و با عنصر عقل و نور وحی, او را بر سایر کاینات برتری داد. مسئله ی عقل و دین, عقل و وحی, نقل و عقل, عقل و ایمان و خرد و شریعت, از کهن ترین و پرسابقه ترین موضوعات کلامی است که تاریخ بر سابقه ی دیرین آن گواهی می دهد. در چالش های بین فیلسوفان و متکلمان, حکیمان و عارفان و اهل حدیث و متکلمان و نزاع اشراقیان و مشائیان در تاریخ دین پژوهی مسیحیت و اسلام و نیز در دوران ترجمه ی آثار فلسفی یونان به زبان عربی شاهد بوده ایم که ریشه ی تمام مسائل کلامی به مسئله ی عقل و دین باز می گردد. در دوران معاصر نیز با عقلانیت جدید از جمله عقلانیت روشن گری, عقلانیت ابزاری, عقلانیت مدرنیته و عقلانیت انتقادی رو به رو هستیم و به ناچار باید رابطه ی دین با مدل های جدید عقلانیت را بازگو کنیم

چیستی عقل

تبیین موضوع مسئله ی عقل و دین و ایمان و وحی, تا حد زیادی محقق را از اشتباه و مغالطه باز می دارد; به ویژه واژه ای مانند عقل که از معانی اصطلاحی گوناگونی برخوردار است

الف. عقل در لغت

عقل در لغت عرب به معنای حبس و ضبط و منع و امساک است; وقتی در مورد انسان به کار می رود به معنای کسی است که هوای نفس خویش را حبس کرده است.[1] به انسانی که زبان خود را محفوظ نگه دارد, گفته می شود که زبان خود را عقال کرده است.[2]عقل به معنای تدّبر, حسن فهم, ادراک و انزجار نیز استعمال شده است.[3] نتیجه آن که عقل در معنای لغوی, همان عقال کردن و بستن هوای نفس است تا انسان به تمییز حق از باطل و فهم صحیح نایل آید. هم چنین عقل در لغت به معنای علمی است که توسط قوه ی عقل به دست می آید; یعنی مدرکات قوه ی عاقله. معنای دیگر آن, کاری است که قوه ی نفس انجام می دهد; یعنی ادراک. این واژه به معنای قوه ی نفس که وظیفه ی ادراک را به عهده دارد, نیز استعمال شده است. هم چنین در معنای عملی که مقدمه ی انجام خیرات و اجتناب از بدی ها است, به کار رفته است

ب. عقل در اصطلاح حکیمان و متکلمان

عقل در اصطلاح حکیمان و متکلمان نیز از معانی مختلفی برخوردار است

ـ عقل غریزی: عقل به این معنا, فصل ممیّز انسان از حیوان و وسیله ی کسب علوم نظری است و همه ی انسان ها نسبت به آن از سهم یک سانی برخوردار نیستند

ـ عقل نظری: عقل در مقابل عقل عملی, قوه ای است از قوای ادراکی نفس که هست ها و حقایقی را که مربوط به افعال آدمی نیستند, درک می کند.[6] عقل نظری انسان از مراتب چهارگانه ی عقل هیولانی, عقل بالملکه, عقل بالفعل و عقل مستفاد تشکیل شده است.[7] کارکردهای عقل نظری عبارتند از: استدلال و استنباط, تعریف و تحدید شی , ادراک کلیات اعم از تصورات و تصدیقات کلی, تطبیق مفاهیم بر مصادیق, تطبیق کبری بر

صغری و تقسیم و تحلیل

ـ عقل عملی: قوه ای از قوای نفس آدمی که بایدها و حقایقی را که مربوط به افعالی آدمی است, درک می کند

ـ عقل, بر ادراک معقولات و بر عاقل یعنی ذات موصوف به تعقل و معقولات و مدرکات نیز اطلاق می شود

ـ عقل در اصطلاح متکلمان, به معنای مشهوراتی است که نزد جمیع یا اکثر انسان ها اشتراک دارد; یعنی قضایای که واجب القبول اند

ـ عقل به معنای قضایای یقینی که تشکیل دهنده ی مقدمات برهان اند; اعم از این که آن قضایا بدیهی باشند یا نظری

ـ عقل جوهری: موجودی مجرد که ذاتاً و فعلا تجرد دارد

ـ عقل به کلیه ی معلومات و معارفی اطلاق می شود که از راه های عادیِ کسب معرفت و علم یعنی از راه حس و تجربه ـ اعم از حس ظاهری و حس باطنی و تفکر و استدلال ـ حاصل آمده است; بدین معنا, عقل علاوه بر ادراکات کلی, ادراکات حسی و تجربی را شامل می شود

ـ عقل هدف ساز: عقلی که هدف نهایی زیستن را مشخص می کند

ـ عقلانیت ابزاری: جایگاه یک عقل در شبکه ای از مقاصد و برنامه هایی که انسان را به هدف می رساند. این مفهوم از عقلانیت کاملا نسبت به ارزش ها خنثی است و از خوب و بد سخن نمی گوید

جامعه شناسانی چون ماکس وبر, در تبیین نظام سرمایه داری, از عقلانیت ابزاری در مقابل عقلانیت ذاتی استفاده می کنند

ج. عقل در کتاب و سنت

عقل در کتاب و سنت نیز به کار رفته و نسبت به آن سفارش شده است; بنا بر این, دانستن معنای آن نیز لازم است. بی شک, معنای لغوی عقل که حبس و ضبط نفس است, در اکثر موارد قرآنی و روایی مورد توجه قرار گرفته است. و اما در زمینه ی معانی اصطلاحی عقل, صاحب نظران به بحث و گفت و گو پرداخته اند; صدر المتألهین معانی عقل نظری و عقل عملی و عقل جوهری را در روایات به عقل نسبت می دهد.[16] غزالی در (احیا علوم الدین) عقل را به معنای عقل عاقبت اندیش می داند;[17] ولی با توجه به این که راه شناخت مفاهیم الفاظ قرآن, تبادر و تفاهم عرفی است و معنای عرف زمان نزول ملاک است پس بی شک نمی توان از عقل قرآنی, عقول اربعه و عقل نظری را استنباط کرد; زیرا عقل به این معنا در عرف آن زمان نبوده است. با دقت در معانی ده گانه, روشن می شود که مراد از عقل در مسئله ی رابطه ی عقل و دین, عقل برهانی است که بر قضایای یقینی مبتنی می باشد; یعنی آیا معلومات یقینی و برهانی با دین تعارضی دارند؟ و در نتیجه, آیا معلومات غیر یقینی با آموزه های دینی یا ایمان دینی تعارض دارند؟ و در این جا عقل به معنای عقلانیت ابزاری و مطلق معلومات بشری در نظر گرفته شده است. خلاصه ی سخن آن که عقل در این مسئله به معنای عقل استدلال گر, عقل ادراکی, عقل برنامه و برنامه ریز و عقل هدف ساز است

چیستی دین, وحی و ایمان

تعاریف مختلف دین در این نوشتار گذشت; مراد ما از دین, مجموعه ی آموزه هایی است که از ناحیه ی خداوند متعال به وسیله ی وحی به پیامبران جهت هدایت انسان ها نازل شده است. آموزه هایی که به دو دسته ی اخباری و انشایی تقسیم می شوند; آموزه های اخباری از حقایق حاکی از هست و نیست ها, و آموزه های انشایی از حقایق مشتمل بر بایدها و نبایدها تشکیل شده اند

ایمان همانند امید, مفهومی غیر محسوس و حالتی نفسانی است که با مراجعه به درون, قابلیت درک و توصیف را پیدا می کند; آن گاه می توان آن را به صورت علم حصولی توصیف کرد; پس حقیقت ایمان از سنخ علم حضوری است که شخصِ مؤمن, با متعلَق ایمان پیوند بر قرار می کند. این حقیقتِ ذو مراتب که با عوامل مختلفی افزایش یا کاهش پیدا می کند,[18] نزد متکلمان و حکمای اسلامی و غربی مورد کاوش جدی قرار گرفته است. ایمان نزد اشعری, با قلانی و فخر رازی, تصدیقی است که عمل در آن هیچ دخالتی ندارد.[19]در مقابل, معتزله بر این باورند که عمل در معنای ایمان دخالت جدی دارد; بر این اساس, مرتکبان کبایر از دایره ی ایمان خارج اند. متکلمان و حکمای شیعه نیز ایمان را با معرفت معادل و عمل را از حقیقت ایمان خارج دانسته اند و الزام و تصدیق قلبی و اذعان نفسانی را در تعریف ایمان کافی شمرده اند

توماس آکویناس ـ متکلم معروف قرون وسطایی مسیحیت ـ نیز ایمان را نوعی آگاهی و علم معرفی کرده است. تنانت, متکلم فیلسوف منش, ایمان را با عملی مخاطره آمیز و ارادی یک سان می گرفت. کی یرکگارد, ارتباط ایمان و تعقّل را ضدیت کامل می دانست و ایمان نزد تیلیش, فرجامین دلبستگی یا تعلق به غایت قصوی است.[22]در گفتار یازدهم ـ گفتمان ایمان دینی ـ با تفصیل در زمینه ی ایمان سخن خواهیم گفت. و اما مراد از وحی, طریقی است که خداوند جهت تفهیم حقایق و معارف و دستوراتی به پیامبران به کار می گیرد; طریقی غیر از راه های عمومی معرفت; هم چون تجربه و عقل و شهود عرفانی و نقل تاریخی.[23] ما در بحث روابط عقل با دین, وحی یا ایمان و یا نقل و عقل, در صدد ترابط آموزه های بشری با آموزه های الهی هستیم و این که آیا آموزه هایی که از راه های عمومی معرفت بشری به دست می آیند با آموزه های که از طریق وحی تحصیل می شوند, سازگاری و ترابطی دارند یا ناسازگار یا بی ارتباط اند

تاریخچه ی مسئله ی عقل و دین 

مسئله ی عقل و دین یا عقل و وحی را در غرب و جوامع اسلامی باید جداگانه بررسی کرد و پیشینه های تاریخی ترابط این دو مقوله را شناخت

مسئله ی عقل و وحی در غرب

فیلسوفان قرون وسطا در رابطه ی عقل و وحی بر این عقیده اند که وحی از عقل, مطالبه ی ایمان می کند و هر لحظه عقل مورد خطاب وحی قرار می گیرد. عقل و وحی, دو رویه ی یک واقعیت اند. عقل و اصول آن, همگی مخلوق خداوند است; بر این اساس, بین عقل و وحی تعارضی روی نمی دهد;[24] بنا بر این, در قرون وسطا در حجیت عقل و وحی سخنی نبود; تنها نزاع بر سر میزان توانایی عقل و تطابق عقل و وحی و تقدم یکی بر دیگری بود

اتین ژیلسون (1884 ـ 1979م) درزمینه ی ترابط عقل و دین, گروه های متعددی را ذکر می کند. گروهی از متألهان مسیحی, وحی را جانشین همه ی معارف بشری, اعم از علوم تجربی و اخلاق و ما بعد الطبیعه می دانستند;[25] بنا بر این نظر, آن چه برای رسیدن به رستگاری لازم است, در کتاب مقدس آمده است; پس صرفاً باید شریعت را آموخت و حاجت به چیز دیگری از جمله فلسفه نیست; زیرا خداوند با ما صحبت کرده است و به همین دلیل, تفکر برای ما لازم نیست. خلاصه, این گروه معتقدند که میان ایمان دینی به کلمه الله و استفاده از عقل طبیعی در مسائل مربوط به وحی تعارض منطقی وجود دارد

لینک کمکی